من دیگر
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩  

باید برای یک بار هم شده بردارم بنویسم حال و هوای این روزهایم را. هم برای خودم هم برای همه ی آنهایی که سال هاست غرغر هایم را شنیده اند و همدردی کرده اند و پیشنهاد داده اند و کمک کرده اند و تنهایم نگذاشته اند. 

باید بنویسم این روزها که می گذرد چقدر شادم، چقدر آرامم، چقدر در صلحم با دنیا و همه چیزش، چقدر تفاوت کرده ام. باید بنویسم این روزها لباس رزمم را در آورده ام، گذاشته ام زیر تخت، پیرهن سفید کوتاه گشادی پوشیده ام، پابرهنه می دوم روی چمن ها، موهایم را گذاشته ام باد بخورند و آفتاب پوستم را برنزه کند (گیرم که الان زمستان است و هیچ کدام اینها نیست!). که ذهنم را گذاشته ام آرام بگیرد و مجبور نباشد بی وقفه بدود. 

باید بنویسم انگار سوم-چهارم فروردین زندگیم است! همان قدر زیبا و بی خیال و رها. باید یادم هم نرود که بادهای پاییز هم هست، یخ بندان زمستان هم هست.. باید یادم نرود. ولی حالا می خواهم بگذارم بهار جاری شود در وجود این دخترک شاد و پُرش کند. 

من فعلن نه دلم خواب زمستانی می خواهد، نه جنگ می خواهد، نه هیچ چیز دیگری. من در صلحم و آرامش با من دیگرم.


کلمات کلیدی: هلند - شخصی ،هلند - لذت
 
حقیقت تلخ
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩  

ساندویچ کتلت درست کردم با کاهو. دارم از نرمی کتلت و خرچ خرچ کاهو لذت می برم که یک حجم گوشتالوی بزرگ میاد زیر دندونم. نمی جوم دیگه و حالم داره بد می شه. یه دفعه یادم می افته توی ساندیچم زیتون هم گذاشته بودم!! مغزم به سرعت شروع می کنه تحلیل کردن که چون یادم نبوده زیتون توی ساندویچه و موقع خوردن هم ندیده بودمش پس نفهمیدم دارم زیتون می خورم. پس من یا باید بدونم دارم چی می خورم یا ببینم. پس حس چشایی تقریبن تعطیل! یعنی اگر چشمام رو ببندم و چیزی بخورم احتمالش کمه که بفهمم چی بوده! شاید از بافت یا بو بشه بعضی چیزا رو تشخیص داد، اما مزه رو مطمئن نیستم. بعد فکر کردم من که بویاییم هم کلن تعریفی نداره، پس بو هم خیلی کمکم نمی کنه. و یهو با این حقیقت تلخ مواجه شدم که من همه ی حس هام بسیار ضعیفن! چشمام ضعیفن، شنوایی و بویاییم تعریفی ندارن، چشایی هم که امروز معلوم شد تعطیله. در مورد لامسه مطمئن نیستم. نرماله احتمالن، به هر حال خارق العاده نیست. و این برای من که sense ام از intution ام قوی تره یعنی فاجعه! (یعنی اگر به من بگن چشماتو ببند و این اتاق رو توصیف کن، من نمی گم گرم و روشن و کوچیک و امنه. می گم یه تخت داره، با یه کمد، با یه پنجره ی قدی)! شاید هم فاجعه نباشه، ولی به هر حال این یعنی از محیط اطرافم اطلاعات کمتری از اون چه که نرماله می گیرم. و من این واقعیت رو تا همین امروز نمی دونستم. و وقتی فهمیدم برای چند دقیقه بی حس شدم و فکر کردم چقدر چیز دیگه هست که در مورد خودم نمی دونم و مونده هنوز تا باهاشون مواجه بشم. این اتفاقیه که اخیرن زیاد داره می افته، مواجه شدن با خود ناشناخته ام. فروریختن تصویری که یک عمر از خودم توی ذهنم ساخته بودم. درد داره مواجه شدن با همه ی اینا، ولی لازمه. لازمه که بفهمم و بپذیرم کی هستم. سخته و شجاعت زیادی می خواد. نمی دونم از پسش برمیام یا نه.


کلمات کلیدی: من
 
زمستان ما
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ دی ۱۳۸٩  

بشقاب غذا توی مایکروفر

آفتاب تیز توی چشمام

یک دقیقه و نیم، استارت

فلفل، قاشق چنگال، آیس تی، لیوان

آفتاب رفته

بوووووووووووووق

غذا سر میز

برف میاد!!!


کلمات کلیدی: هلند - عجایب
 
شغل جدید من
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ دی ۱۳۸٩  

رفتم پاسپورتم رو عوض کنم، جلوی شغل هیچی نمی نویسم. آقاهه می پرسه شغلت چیه؟ می گم هیچی فعلن، دنبال کار می گردم. می نویسه "خانه دار"!!!


کلمات کلیدی: هلند - عجایب
 
زمستان هلند
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩  

قطار دن هاخ به خودا، ایستگاه دن هاخ: " این قطار به خودا نمی رود، پیاده شوید یک قطار دیگر سوار شوید".

قطار خودا به روتردام، وسط راه: "ببخشید، این قطار به روتردام نمی رود، به دن هاخ می رود. ببخشید ها"!

قطار دن هاخ به فرودگاه، ایستگاه دن هاخ: " این قطار به فرودگاه نمی رود، یک ایستگاهی وسط راه پیاده شوید، یک قطار دیگر بگیرید."

قطار فرودگاه به دن هاخ، ایستگاه فرودگاه: "مثل همان که آمدید باهاش"!

متروی روتردام به دن هاخ، ایستگاه روتردام: " این مترو تا وسط های راه بیشتر نمی رود، برای رسیدن به دن هاخ یک فکر دیگری بکنید".

قطار روتردام به دن هاخ، ایستگاه روتردام: "این قطار اصلن معلوم نیست می رود یا نمی رود، حالا صبر کنید ببینیم چه می شود".

قطار دن هاخ به اوترخت، ایستگاه دن هاخ: "ایستگاه اوترخت کلن تعطیل است، نروید"!

یعنی این وضعیت ماست با دو سه روز برفی که آمده. و عاشق این مردمم که با شنیدن هر کدام از این ها قاه قاه می خندند. بعد هی دوباره هم یادشان می آید و دوباره هم می خندند!

 


کلمات کلیدی: هلند - مشاهدات