weekend
ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٦  

آخ که چقدر دلم برای یک روز تعطیلی لک زده بود. برای خواب و بیداری صبح و هی غلت زدن و پا نشدن. ولی وقتی پا شدم فهمیدم چرا رخوت صبحگاهی ام کم مزه داد. اینجا خونه مون آفتاب نداره و این واسه من که سه ساله از آفتاب خونه ی نارنجی مون انرژی می گیرم خیلی دردناکه! تو هوای سی و خورده ای درجه زندگی کنی٬ اون وقت یه جو آفتاب نداشته باشی؟!

به هر حال امروز تعطیلم!


کلمات کلیدی: ونزوئلا - شخصی