یاد من باشد تنها هستم
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٧  

یادت نرود پریشانی این روزها را. یادت نرود تردید ها و دو دلی ها و شک ها را. یادت نرود سردرگمی ها را،‌ نگرانی ها را. یادت نرود که تصمیم گرفتی تصمیمت را بگیری. یاددت نرود که می دانی سخت خواهد بود، حتا همین تصمیم گرفتن. سخت خواهد بود راهی را بالاخره انتخاب کردن. سخت خواهد بود جلو رفتن، جلوتر رفتن. یادت نرود باید بهای تصمیمت را بپردازی. یادت نرود باید از دست بدهی تا به دست بیاوری. یادت نرود که تنبلی را برای همیشه مجبور می شوی کنار بگذاری و شاید خیلی چیزهای خوشایند دیگر را. یادت نرود که تصمیم گرفته ای تصمیمت را بگیری، هر چه که باشد. یادت باشد ایستادگی کنی پای تصمیمت، پای انتخابت. یادت نرود تنها خواهی بود، که می خواهی تنها باشی، که نگویی چرا کسی کنارم نیست. یادت نرود که شاید حتا اشتباه کنی، حتا خیلی اشتباه کنی. یادت نرود که هیچ وقت راه برگشتی نیست، که باید به جلو حرکت کنی، جلوتر. یادت نرود که خودت می خواهی ارامش یک زندگی معمولی را رها کنی برای رسیدن به زندگی ای نامعلوم، که می خواهی غرق ناشناخته هایی شوی که هیچ تصویری از آنها نداری. یادت نرود که تصمیم گرفته ای تصمیمت را بگیری. یادت نرود کجا هستی، چه فکر می کنی، چه می خواهی (یادت نرود که حتا نمی دانی چه می خواهی). یادت نرود اگر شرایط فرق می کرد ممکن بود تصمیم دیگری بگیری، شرایط اکنونت را یادت نرود. یادت نرود که واقعیت ها را ببینی، که با واقعیت ها تصمیم بگیری. یادت نرود که باید به واقعیت بپیوندی. یادت نرود که واقعیت امن نیست، آرام نیست، حتا زیبا نیست. یادت نرود قوی باشی!


کلمات کلیدی: من ،ایران - نفرت