خانه
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳۸۸  

" کجاست جای رسیدن

و پهن کردن یک فرش

و بی خیال نشستن

و گوش دادن به صدای شستن یک ظرف زیر شیر مجاور‌ "

بالاخره رسیدم. بالاخره چمدانم را باز کردم، خالی اش کردم و گذاشتمش گوشه ی انبار، درست مثل وقتی که در خانه ی نارنجی مان بودم.


کلمات کلیدی: من ،هلند