کلید
ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۸  

دیگه کلید که تو قفل در می چرخه می دونم نه حمیده که برم بغلش کنم و برای هزارمین بار از دیدن هم هیجان زده شیم، نه پدرم که بپرم بغلش و فشارم بده. فقط هم خونه ایمه که از پله ها می ره بالا اتاق خودش.