سبز سبز سبز
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٩  

رفته ام مغازه ی ترک آن طرف خیابان توت فرنگی بخرم. مثل همیشه گشت می زنم و سرک می کشم به گوشه کنارهای مغازه. بعد تصمیم می گیرم نعنا بخرم و چای نعنا درست کنم. چشمم می افتد به جعفری ها که چشمک می زنند. یک دسته نعنا، یک دسته جعفری و توت فرنگی بی  توت فرنگی. 

گاهی لازم است دور باشی تا بعضی لذت ها را تجربه کنی. مثل لذت سبزی تازه در یک عصر سرد بهاری... بوی خنک نعنا ها و بوی تلخ جعفری ها را نفس می کشم و تازه می شوم. برگ های ترد نعنا ها و برگ های قوی و سرحال جعفری ها را جدا می کنم و تازه می شوم. یک دسته نعنا را می گذارم دم بکشد و بقیه را خرد می کنم، آرام و با دقت و به صدای قرچ قرچ خوشایندشان زیر کارد گوش می دهم.

کمی بعد من می مانم با دو پیاله ی سبز خوشبو و یک فنجان سبز گرم و یک روح سبز و تازه.


کلمات کلیدی: هلند - لذت