غروب پنج شنبه
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٦  

دریک غروب دلگیر پنج شنبه چه می توان نوشت؟ همین موقع هاست که همه ی فکر های بد هجوم می آورند. همین موقع هاست که دلم می خواهد در گوشه ی دیگری از دنیا باشم٬ شاید غروب هایش شکل دیگری باشند. همین موقع هاست که گاهی حتا دلم می خواهد نباشم و هیچ غروبی را نمی خواهم.

«اگر خواهان شادي وسعادت يک ساعته هستيد ، کمي چرت بزنيد. اگر خواهان سعادت وشادي يک روزه هستيد ، به پيک نيک برويد. اگر خواهان شادي وسعادت يک هفته اي هستيد ، به مسافرت برويد. اگر خواهان شادي وسعادت يک ماهه هستيد ، ازدواج کنيد. اگر خواهان شادي وسعادت يک ساله هستيد، ثروتي به ارث ببريد. اگر خواهان شادي وسعادت براي همه عمر هستيد ، از کاري که مي کنيد لذت ببريد.»*

دلم شادی می خواهد...

 * با تشکر از دوست عزیزم

پی نوشت: من باز هم توسط ماه رقصان کاشته شده ام!!! آدم چی بگه آخه؟


کلمات کلیدی: