قرن یکم
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸٩  

من و دوستام بعد از یه دور همی که خیلی خوش گذشته در ایستگاه اتوبوس، موضوع: دوستی!

..........

من: ما 8-9 سال پیش با چند از دوستامون قرار گذاشته بودیم که 88.8.8 یه جا جمع شیم همدیگه رو ببینیم. دقدیقن همین سالی شد که من اینجا بودم و نتونستم برم. پارسال بود سال 88. آخه ما تاریخ مون فرق می کنه، الان سال 1389 هستش.

دوست گرجی 1: یعنی شما الان تو قرن 14 هستین؟ آهاااای... بیدار شین، الان قرن بیست و یکه!

دوست گرجی 2: یعنی چی؟ یعنی تاریخ تون فرق می کنه؟

من: آره خب، شروع تاریخ شما از تولد مسیحه، مال ما از هجرت محمد. 

دوست گرجی 2: یعنی شما کریسمس ندارین؟

من: نه، مال سال نومون هم از اول بهار شروع می شه (اینو 1500 بار قبلن گفتم).

دوست گرجی 1: چه عجیب! بعد قاطی نمی کنین تاریخا رو اینجا؟ 

من: نه، چرا باید قاطی کنیم آخه؟

دوست تایوانی: توی تایوان هم شروع تاریخ رو تبدیل کردن به استقلال شون از چین، الان سال 99 هستش.

دوست گرجی 1: چه خنده دار، یعنی شما الان تو قرن 1 هستین هنوز؟

من: همه ی کشورا و همه ی مردم شبیه هم نیستن، فرق دارن!

..........

دوستای گرجی عزیزم، آخه من کلی تعریف کردم از شما، آبروبری نکنید دیگه!


کلمات کلیدی: هلند - عجایب