حالم خوبه، باور کن!
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸٩  

حالم یه جور خوبی خوبه.

شاید به خاطر اینه که

یه عالمه از تزم رو نوشتم، 

یا این که هوا بالاخره نه سرده نه گرمه و یه خنکی ملایم خوبی داره،

یا این که فیلم های خوبی دیدم این چند روزه، 

یا این که برای ناهار لازانیای خوشمزه ی پر از پنیری پختم،

یا این که نصف لازانیام رو دادم به دوست پسر همخونه ای فرشته ام و خوشحال شد،

یا این که خونه مون رو باید دیرتر عوض کنیم،

یا این که صبح همون جور خواب آلو خواب آلو با حمید حرف زدم،

یا این که خوندم توکا از ایران رفته،

یا این که دیدم مینو اینجا واسم پیغام گذاشته،

یا نمی دونم چه چیز دیگه ای.

ولی هر چی هست، حالم یه جور سبکی خوبه و خوشحالم.

 


کلمات کلیدی: هلند - شخصی