کار 9 تا 5 من
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ دی ۱۳٩٠  

حدود یک ماهه که دو تا دختر جدید اومدن تو دپارتمان مون. آدمای با مزه ای ان. یکی شون از همون اول، نرسیده، داره رئیس بازی درمیاره و خیلی در تلاشه کنترل امور رو در دست بگیره! یکی دیگه هم کلن در یه فاز دیگه است. امروز مو فر کن برقی آورده بود شرکت و داشت رو موهای لخت تک تک بچه ها امتحان می کرد! اینجور آدمیه!

از وقتی اینا اومدن بخش بزرگی از کارای وقت گیر روزانه ی من منتقل شده بهشون. در نتیجه من یه عالمه وقت آزاد دارم که واس خودم وبلاگ بخونم و چیز بنویسم و خوش بگذرونم، هاها! نه، جدی وقتم آزادتر شده و می تونم کارایی که دوست دارم بکنم. الان تقریبن چهار تا رئیس دارم و هیچی رئیس ندارم! همه فهمیدن که من کار با اعداد رو دوست دارم، هر چی کار اینطوری دارن که سردرگمشون می کنه می دن به من. (امروز از تو جلسه ی مدیران بهم زنگ زدن که فلان کار رو تو اکسل چطوری باید انجام داد!) بقیه ی وقتم هم می شینم واسه خودم گزارش درست می کنم، سر و کله می زنم با اکسل هلندی!‌ (قراره برام انگلیسیش رو نصب کنن به زودی) و فرمول کشف می کنم و حال می کنم. مثلن حتا فرمول "ایف" رو وقتی در اکسل هلندی کشف کردم تا نصف روز شاد بودم به خاطرش. 

خلاصه این که روزگارم سر کار داره خوب می گذره. یه جور خود رئیس گونه ای. حتا کارایی که از چپ و راست سرم می ریزه رو هم دوست دارم. همه ی اینا اعتماد به نفسم رو زیاد می کنه. می تونم راحت تلفن رو بردارم الان و زنگ بزنم به مشتری و غیر مشتری و محکم حرف بزنم باهاشون (تا چندی پیش جونم در میومد می خواستم تلفن بزنم). حتا توی زندگی خارج کار هم اعتماد به نفسم زیاد شده که بسیار خوشحال کننده است. ببینیم باز تا کی این جوری دووم میارم.


کلمات کلیدی: هلند - شخصی