اینترنت اشتراکی
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠  

روزی که به این خانه آمدم، رفتم سراغ آقای همسایه که آقای همسایه شما اینترنت دارید؟ بله که داشتند! می شود من نصف هزینه اش را بدهم و من هم استفاده کنم که دیگر نروم دنبال اینترنت گرفتن؟ بله که می شو استفاده کنم، و هزینه و این حرفا نداریم و بفرمایم این هم یوزرنیم و پسوورد! 

خب دست آقای همسایه درد نکند و ما یک کیک هم یک بار برایشان گرفتیم بابت تشکر و در آمدن از شرمندگی. بعدترها فهمیدیم آقای همسایه هر وقت از خانه بیرون می رود، معلوم نیست به کدامین دلیل مودم اش را خاموش می کند! حالا کل دیروز که ما مریض بودیم و ولو در خانه و در ادامه اش هم امروز، معلوم نیست آقای همسایه کجا مشرف شده و دست ما را گذاشته توی پوست گردو، یا حنا، یا هر چه. 

بعد؟ خب سلامت باشند همسایه هایی که پسوورد نمی گذارند برای وایرلس شان! بماند که دو روز است به جای توی اتاق گرم و روی تخت، توی نشیمن چسبیده ام به شوفاژ، چون این وایرلس بی پسوورد به اتاق خواب نمی رسد. 

همین الان هم صدای عطسه ی آقای همسایه را شنیدم!!! اما هنوز از اینترنتش خبری نیست!


کلمات کلیدی: هلند - ماجراها