سه روز تعطيلی
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٦  

کاش همه ی هفته ها سه روز تعطیلی داشت. و من می توانستم در این سه روز تا دلم می خواست می خوابیدم. غذاهای خوشمزه می خوردم. فیلم های خنده دار می دیدم. کتاب های هیجان انگیز می خواندم. تئاتر های تاثیر گذار می دیدم. به دیدن خانواده ام می رفتم. دوستانم را دعوت می کردم شب خانه ی مان بخوابند. همه اش کنار حمید بودم. با خیال راحت هیچ به ساعت نگاه نمی کردم. شبها بی نگرانی از صبح زود بیدار شدن می خوابیدم و صبح ها بی عجله صبحانه می خوردم و به کارهایم می رسیدم.

من به همین سه روز تعطیلی در هفته راضی هستم و سعی می کنم قول دهم دیگر از سر کار رفتنم غر نزنم. کاش یک نفر پیدا می شد سه روز در هفته را تعطیل اعلام کند. هر هفته!


کلمات کلیدی: