پنج شنبه ی عزيز
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ مهر ۱۳۸٦  

- عجالتن این افسردگی پاییزی دست از سر من برداشته. آخه پنج شنبه ظهره و یه روز و نیم تعطیلی پیش روی من. آخ که من عاشق تعطیلیم!

- دوست عزیزم از مسافرت اومده و یه عالمه چیز باید واسم تعریف کنه. همین خودش کافیه که آدم اقلن یه نصف روز شاد باشه.

- دیشب با بعضی دوستام دور هم انقدر گفتیم و خندیدیم و خوراکی های خوشمزه خوردیم که بازم می شه یه نصفه روز دیگه خوشحال بود.

- الان یک سبزی پلو ماهی لذیذ خوردم و این تا عصری بهم حس خوبی می ده.

- یک هندونه ی شیرین خنک رو هم اضافه کنید.

ـ و یک چلوکباب برگ مخصوص که همین الان واسه همکارم رسید.

- من چه سبزم امروز *

* سهراب


کلمات کلیدی: