يه جای خوب
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ مهر ۱۳۸٦  

یکی از جاهایی که توی این دنیا خیلی دوستش دارم ماشین ساسانه! چه وقتی که پراید بود٬‌ چه حالا که پرشیاست. چه وقتی که مژگان نبود٬ چه حالا که مژگان هست. جه وقتی بنزین سهمیه بندی نشده بود٬‌ چه حالا که سهمیه بندی شده.

انقدر جاها با این ماشین رفتیم٬‌ انقدر موسیقی های خوب توش گوش کردیم٬ انقدر حرف توش زدیم٬ انقدر خندیدیم...

نشستن توی این ماشین انگار آدم رو جدا می کنه از همه ی دنیا و حس خوشبختی عمیقی بهش میده. من که می تونم ساعت ها با حمید و ساسان و مژگان توی این ماشین بشینم و خسته نشم.

اینجا از اون جاهاییه که مطمئنم اگه از دستش بدم دلم واسش تنگ می شه و امیدوارم حالا حالا همین قدر راحت و صمیمی و دوست داشتنی بمونه واسمون.


کلمات کلیدی: