زمستان ما
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ دی ۱۳۸٩  

بشقاب غذا توی مایکروفر

آفتاب تیز توی چشمام

یک دقیقه و نیم، استارت

فلفل، قاشق چنگال، آیس تی، لیوان

آفتاب رفته

بوووووووووووووق

غذا سر میز

برف میاد!!!


کلمات کلیدی: هلند - عجایب
 
شغل جدید من
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ دی ۱۳۸٩  

رفتم پاسپورتم رو عوض کنم، جلوی شغل هیچی نمی نویسم. آقاهه می پرسه شغلت چیه؟ می گم هیچی فعلن، دنبال کار می گردم. می نویسه "خانه دار"!!!


کلمات کلیدی: هلند - عجایب
 
یک شنبه ی دریایی
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٩  

می روم تن می سپرم به سرمای آب و داغی آفتاب دریای شمال. تازه می شوم...

بر که می گردم یک لنگه ی صندلم نیست. همان صندلی که خیلی خوشگل بود، که خیلی دوستش داشتم، که کیوان هی می گفت چقدر خوشگل است و من هی می گفتم از ونزوئلا خریده ام. پیدا نشد که نشد!

و بعد راهپیمایی من بود با پای برهنه روی خیابان داغ!


کلمات کلیدی: هلند - عجایب ،هلند - شخصی
 
قرن یکم
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸٩  

من و دوستام بعد از یه دور همی که خیلی خوش گذشته در ایستگاه اتوبوس، موضوع: دوستی!

..........

من: ما 8-9 سال پیش با چند از دوستامون قرار گذاشته بودیم که 88.8.8 یه جا جمع شیم همدیگه رو ببینیم. دقدیقن همین سالی شد که من اینجا بودم و نتونستم برم. پارسال بود سال 88. آخه ما تاریخ مون فرق می کنه، الان سال 1389 هستش.

دوست گرجی 1: یعنی شما الان تو قرن 14 هستین؟ آهاااای... بیدار شین، الان قرن بیست و یکه!

دوست گرجی 2: یعنی چی؟ یعنی تاریخ تون فرق می کنه؟

من: آره خب، شروع تاریخ شما از تولد مسیحه، مال ما از هجرت محمد. 

دوست گرجی 2: یعنی شما کریسمس ندارین؟

من: نه، مال سال نومون هم از اول بهار شروع می شه (اینو 1500 بار قبلن گفتم).

دوست گرجی 1: چه عجیب! بعد قاطی نمی کنین تاریخا رو اینجا؟ 

من: نه، چرا باید قاطی کنیم آخه؟

دوست تایوانی: توی تایوان هم شروع تاریخ رو تبدیل کردن به استقلال شون از چین، الان سال 99 هستش.

دوست گرجی 1: چه خنده دار، یعنی شما الان تو قرن 1 هستین هنوز؟

من: همه ی کشورا و همه ی مردم شبیه هم نیستن، فرق دارن!

..........

دوستای گرجی عزیزم، آخه من کلی تعریف کردم از شما، آبروبری نکنید دیگه!


کلمات کلیدی: هلند - عجایب
 
پنکه می خریم
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸٩  

بعد از این که دما رفت بالای 30 درجه دیدم دیگه رسمن دارم خفه می شم و پریدم مغازه ی طبقه پایین پنکه بخرم.

- یه پنکه می خوام.

- داریم. مدل های مختلف. Air Conditioner هم داریم. 

- کدومه ، می شه ببینم؟

- ایناهاش. از این جا یخ می ریزی توش، از این جا باد خنک می زنه.

- !!!!!!!!!!! یه پنکه می خوام!


کلمات کلیدی: هلند - عجایب
 
هارد لنز
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸  

رفتم لنز جدید بگیرم. آقاهه بعد از این که دو روز چشمام رو معاینه می کنه می گه: ما سیستم مون قرارداد یک ساله است. می گم یعنی چی اون وقت؟ می گه لنز رو برای یک سال اجاره می کنید و ماهیانه اجاره اش رو پرداخت می کنید. سر یک سال هم میارید تحویل می دید. اگر راضی بود قراردادتون رو تمدید می کنید و لنز جدید می گیرید.

هاها... من یه جفت لنز اجاره کردم!


کلمات کلیدی: هلند - عجایب
 
مالیات می دهیم
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸  

یه نامه واسم اومده که باید یه پولی پرداخت کنم. می دم یکی برام ترجمه کنه، می گه این مالیات فاضلابه! پرداخت می کنم...

یک هفته بعد یه نامه دیگه اومده که یه پول دیگه باید پرداخت کنم. می دم ترجمه، می گن این مالیات آشغاله!


کلمات کلیدی: هلند - عجایب
 
وضع هوا
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸  

هوا دیوانه شده امروز. نیم ساعت آفتابه، ده دقیقه برف میاد. برف میاد ها! آسمون سیاه می شه و زمین سفید می شه و ده دقیقه بعد آفتابه باز!


کلمات کلیدی: هلند - عجایب