در دل طبیعت
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٧  

چون بعد از ساعت ۶ رسیده ایم شام تمام شده! هیچ کس باورش نمی شود که به این راحتی بگویند شام تمام شده و باید بخوابید تا صبح که صبحانه آماده شود. آخرش به این نتیجه می رسیم که از شهر برای مان غذا بگیرند و همین می شود که تا ساعت ۱۱ شب می نشینیم توی آلاچیقی که غذاخوری است و حرف می زنیم و می خندیم.
 
جایی که شب باید بخوابیم کلبه های گرد بی نظیری است که زیباییش و سلیقه ای که برای تزیینش با بامبوهای باریک به کار رفته نفس آدم را حبس می کند. شرشر باران می زند و هوا خنک است و من تنها هستم توی این کلبه ی دنج دوست داشتنی.
 
قدم که بیرون می گذارم تازه می فهمم چه جایی آمده ایم. تا چشم کار می کند سبز. روی چمن های باران خورده که راه می روی زندگی همین طور توی وجودت جاری می شود و قلقلکت می دهد. گاو٬ بوفالو٬ اردک٬‌ بوقلمون٬ اسب و حتا یک میمون که روی سقف یکی از کلبه ها جست و خیز می کند و کلی پرنده های رنگارنگ پر سر و صدا...


صبحانه ی مفصلی می خوریم از گوشت و لوبیای سیاه و کره و پنیر و خامه. با آب میوه های استوایی و چای و شیر قهوه.


همین جا٬ یک گوشه ای٬ سگی دارد بچه می زاید. ۲ تا بچه ی اولش مرده اند. سومی سالم است و دارد چهارمی را به دنیا می آورد. عذاب می کشد. درد و زجر را می شود در چهره اش دید. ذره ای صدایش در نمی آید. همین طور درد می کشد و تلاش می کند. بچه که به دنیا می آید بالاخره٬ بند نافش را قیچی می کنند و شروع می کند به تمیز کزدن بچه اش. تا عصر ۸ تا بچه می آورد و از خودش تقریبن هیچ نمی ماند.


گوشت ها را به سیخ های کلفت چوبی کشیده اند و کباب می کنند. و مرغ درسته را. و تا سرحد خفه شدن می خوریم٬ به همراه سالادی عجیب و با سلیقه چیده شده.


اینجا یک مزرعه ی خانوادگی است که مهمان هم می پذیرد. نهایت آرامش را می شود درش تجربه کرد. آدم احساس بی وزنی می کند٬ بی زمانی٬ بی خیالی.


بهترین برنامه ای است که برای یک ۲۴ می شود تصور کرد. جدای از همه ی دنیا٬ در آرامش مطلق.


کلمات کلیدی: ونزوئلا - طبیعت
 
باران
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٧  

از امروز صبح فصل بارانی ما شروع شد.


پیش به سوی باران های اعجاب انگیز باور نکردنی!


کلمات کلیدی: ونزوئلا - طبیعت
 
مریدا
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  

ما رفتیم تا حوالی بهشت و برگشتیم! رفتیم تا آخر دنیا ...

 


 
درخت چاقاله بادوم
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٦  

این یه درخته که امروز متوجه اش شدم:
 

این وسط ساقه ی درخته:

و این میوه های درخت (!) که اندازه ی چاقاله بادوم هستن:


کلمات کلیدی: ونزوئلا - طبیعت
 
گیاه شناسی
ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٦  

این هم یک گیاه عجیب٬ درست رو به روی در خانه ی ما:

 






 
مسابقه: اسمشو پیدا کنید.

کلمات کلیدی: ونزوئلا - طبیعت