سو استفاده چی

دیروز سر ناهار  یکی از بچه ها داشت ماجرایی رو تعریف می کرد که که پدر دوستش (که از مادر دوستش جدا شده بوده) و بسیار هم پولداره با یه خانومی ٢۵ سال کوچک تر از خودش ازدواج می کنه. بعد از ۵ سال که همه ی ثروتش رو با خانومه شریک شده بوده، روزی که خانومه موفق می شه پاسپورت هلندی اش رو بگیره (نمی دونم کجایی بوده)، مدارک طلاقش رو می ده دست آقاهه.

همه بچه ها چنان تعجب کرده بودن و چنان اصوات تعجب آمیز از خودشون در می آوردن که من فکرکردم ماجرا رو درست نفهمیدم! ولی همین بود واقعن. خب، به نظر من این اتفاقیه که خیلی احتمال افتادنش هست. نمی دونم واقعن به نظر اونا انقدر عجیب بود یا داشتن ادا در می آوردن.

/ 1 نظر / 8 بازدید
جیران

بابا فکر کنم داشتن ادا در میاوردن...این که راه خیلی معمولی برای خارجه رفتنه!!!