حقیقت تلخ

ساندویچ کتلت درست کردم با کاهو. دارم از نرمی کتلت و خرچ خرچ کاهو لذت می برم که یک حجم گوشتالوی بزرگ میاد زیر دندونم. نمی جوم دیگه و حالم داره بد می شه. یه دفعه یادم می افته توی ساندیچم زیتون هم گذاشته بودم!! مغزم به سرعت شروع می کنه تحلیل کردن که چون یادم نبوده زیتون توی ساندویچه و موقع خوردن هم ندیده بودمش پس نفهمیدم دارم زیتون می خورم. پس من یا باید بدونم دارم چی می خورم یا ببینم. پس حس چشایی تقریبن تعطیل! یعنی اگر چشمام رو ببندم و چیزی بخورم احتمالش کمه که بفهمم چی بوده! شاید از بافت یا بو بشه بعضی چیزا رو تشخیص داد، اما مزه رو مطمئن نیستم. بعد فکر کردم من که بویاییم هم کلن تعریفی نداره، پس بو هم خیلی کمکم نمی کنه. و یهو با این حقیقت تلخ مواجه شدم که من همه ی حس هام بسیار ضعیفن! چشمام ضعیفن، شنوایی و بویاییم تعریفی ندارن، چشایی هم که امروز معلوم شد تعطیله. در مورد لامسه مطمئن نیستم. نرماله احتمالن، به هر حال خارق العاده نیست. و این برای من که sense ام از intution ام قوی تره یعنی فاجعه! (یعنی اگر به من بگن چشماتو ببند و این اتاق رو توصیف کن، من نمی گم گرم و روشن و کوچیک و امنه. می گم یه تخت داره، با یه کمد، با یه پنجره ی قدی)! شاید هم فاجعه نباشه، ولی به هر حال این یعنی از محیط اطرافم اطلاعات کمتری از اون چه که نرماله می گیرم. و من این واقعیت رو تا همین امروز نمی دونستم. و وقتی فهمیدم برای چند دقیقه بی حس شدم و فکر کردم چقدر چیز دیگه هست که در مورد خودم نمی دونم و مونده هنوز تا باهاشون مواجه بشم. این اتفاقیه که اخیرن زیاد داره می افته، مواجه شدن با خود ناشناخته ام. فروریختن تصویری که یک عمر از خودم توی ذهنم ساخته بودم. درد داره مواجه شدن با همه ی اینا، ولی لازمه. لازمه که بفهمم و بپذیرم کی هستم. سخته و شجاعت زیادی می خواد. نمی دونم از پسش برمیام یا نه.

/ 8 نظر / 13 بازدید
مهرنوش

khosh behalet ke moshket in chizast

مهرنوش

azizam nemikhastam narahatet konam, moteasefam! manzooram ina ke migi nabood! faghat fek mikonam to kheili riz mishi, inayi ke migio mishe kheili rahat tar az in harfa azash gozasht. mishe sade behesh negah kard, aslanmishe negah nakard! midooni ...inayi ke migam moshkele khodamam hast, kheilia ro mishnasam ke be hichi deghat nemikonan va kheili kheili shadtar zendegi mikonan. bazam mazerat age narahat shodi azizam

Tulip

En Maryam o dousesh daram, maryami ke shak mikune, gom mishe, door mizane, va dar nahayat khodesh peida mikune, unvaghte ke arum migire o ye kam ba'd , ... maloome ke az pasesh barmiay miss you

علی

شانس آوردی مثل من نمیگی کدوم اطاق ;)

باران

"خود ناشناخته‌ات" بيشتر از حواس پنجگانه، شايد، فكر و ذهن‌ات هستش .. هموني كه اينا رو نوشته .. اون هم كه اوضاعش خوب به نظر ميرسه : دي

جی

از پسش بر میایی..شاید این یعنی اینکه داری هر روز قوی تر میشی..خودت رو اونجور که هستی میپذیری...و این خوبه.دوست دارم مادر.

باران

چشم بايد خوب ببينه، گوش خوب بشنوه، زبان خوب تشخيص بده، ذهن و فكر بايد زياد و مدام و بي‌باكانه بپرسه آره ... واقعن اوضاعش خوب به نظر مي‌رسه. بهتر از اين نميشه