فیلم

مثل فیلم دیدن است گاهی، یا کتاب خواندن. با همه ی وجودت دنبالش می کنی. هیجان زده می شوی، غصه می خوری، از بعضی آدم ها بدت می آید، بعضی ها را خیلی دوست داری، قاه قاه می خندی بعضی وقت ها. هی بعدش را حدس می زنی و درست که از آب در می آید خوشت می آید از خودت. یک جاهایی شوکه می شوی. یک جاهایی بغض می نشیند ته گلویت و اشک هایت را تند با نوک انگشت از گوشه ی چشمت پاک می کنی. بعضی وقت ها دلت می خواهد جای بعضی از شخصیت ها باشی، بعضی وقت ها هم نفس راحتی می کشی که جایشان نیستی.

مثل فیلم دیدن است گاهی، یا کتاب خواندن: هیچ راه ورودی به دنیای شان نیست، فقط تماشاگری.

/ 3 نظر / 4 بازدید
مامان

مادر جان هر وقت خواستی بیا اینجا تو دنیا ی ما شریک شو...[ماچ]

مامان

من هم همین احساس لعنتی را دارم...