آرزوهای کوچک من

امروز دوباره آرزو کردم که وضعیت ایران درست بشه. دلم واسه خونه ی نارنجیم تنگ شده بود. دلم می خواست توش چای بخورم، با حمید! کاش درست بشه...کاش همه ی ماها مجبور نباشیم برای یه ذره آزادی و احترام انقدر سختی بکشیم، انقدر از خودمون و همه ی چیزایی که داریم دور بشیم.  یعنی می شه یه روز همه مون شاد دور هم جمع بشیم دوباره؟ و بخندیم به همه ی این روزای کثیف؟ امیدوارم خیلی دور نباشه...

/ 2 نظر / 4 بازدید
مهرنوش

مریم جون کجای این آرزو کوچیکه!! این آرزوی بزرگه هر روزه منه!شادی!آزادی!... یعنی میشه؟ میشه واقعا!؟؟