و هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند...

شب های طولانی... 11 شب و هوا هنوز روشن... 

من عاشق روزهای بلندم (یادم هست که سال قبل از همین روزهای بلند می ترسیدم، بس که خلوت بودم). من عاشق این روزهای بلندم و هی افسوس می خورم که تک تک شان از دست می روند بی این که کسی باشد چایی دور هم بخوریم، گپی بزنیم، فیلمی ببینیم. 

من دلم برای عصرهای تابستان مان تنگ شده. معلوم است که تنگ شده! من دلم برای عصرهای تابستان خانه ی نارنجی مان تنگ شده. برای همه ی آدم هایی که خانه مان را خوشرنگ تر می کردند. نه این که این روزهای بلند را دوست نداشته باشم، اما خالی اند، هدر می روند. هر شب/روز موقع خوابم که می شود ته دلم یکی می گوید لعنتی، امروز هم گذشت... 

نمی خواهم غر بزنم. دلم هم انقدر تنگ هست که حتا این نوشتن ها کمکی نمی کندش. فقط بی خوابم. نشسته ام کنار پنجره و دقایق ساعت را نگاه می کنم که سریع می گذرند. یک روز دیگر هم دارد تمام می شود، لیز می خورد از جلوی چشم هایم. دلتنگم... 

/ 6 نظر / 13 بازدید
اییته سیاه

روزهای بلند کوتاه میشوند و شبهای کوتاه بلند ... با اشکهای شبانه چه کنیم؟؟

آزاد

بی گاهان به غربت به زمانی که خود در نرسیده بود - چنین زاده شدم در بیشه جانوران و سنگ، و قلبم در خلاء تپیدن آغاز کرد *** گهواره تکرار را ترک گفتم در سرزمینی بی پرنده و بی بهار نخستین سفرم باز آمدن بود ازچشم اندازهای امید فرسای ماسه و خار، بی آن که با نخستین قدم های نا آزموده نوپائی خویش به راهی دور رفته باشم نخستین سفرم باز آمدن بود *** دور دست امیدی نمی آموخت لرزان بر پاهای نوراه رو در افق سوزان ایستادم دریافتم که بشارتی نیست چرا که سرابی در میانه بود *** دور دست امیدی نمی آموخت دانستم که بشارتی نیست: این بی کرانه زندانی چندان عظیم بود که روح از شرم ناتوانی دراشک پنهان می شد شاملو | چشمه ریگی | http://blog.cheshmehregi.com

مینو

:-×

باران

داستاني است، داستان جايي را نبودن و جاي ديگر بودن را http://www.backupflow.com/g.htm?id=10737

مرمر، من میگم بیا website haye online dating رو نگاه کن. هم سرت گرم میشه. هم کلی تجربه جالب پیدا میکنی .

سیمین

چند تا از پستها را خواندم. اینهمه تناقض برای من قابل درک است. خیلی هم قابل درک است.این حسهای به هم گره خورده. حال مثلا خوب... حال مثلا بد... ولی همه اینها باید باشد تا زندگی کنیم عزیز دلم! اصلا زندگی یعنی خود خود همه ی اینها...