از سری نامه های من

غرغر وارد می شود!
درس دارم یک خروار. دوتا تمرین باید تحویل بدم که یکیش ادبیات تحقیق تزمه! یه پرزنتیشن باید آماده کنم و یه امتحان دارم. نمی دونم چی شد که این هفته یهو این همه کار ریخت سرمون. از صبح نشستم واسه امتحانه می خونم، همه اش 3 تا فصل شده!
با حمید حرف زدم، سرحال نبود خیلی.
پیمان بهم زنگ زد و کلی راجع به اقامت و اینا حرف زد و پاک نا امید و حال گرفته ام کرد.
به گرجستانی ها گفتم بیاین یه روز شام با هم باشیم، گفتن خیلی کار داریم، نمی شه (البته حق دارن، واقعن خیلی کار داریم).
دیشب دوباره سردرد داشتم و هیچ کاری نتونستم بکنم جز این که بخوابم.

و اما خبر خوب این که موهامو کوتاه کردم. خیلی خوب شده و همه تعریف کردن. منشی سالن افغانی بود و باهام فارسی حرف زد! یکی از آرایشگرا هم ایرانی از آب در اومد. فقط هم 7 و نیم یورو دارم! مقایسه کن با 60 یورویی که باید واسه آرایشگاه ژیگولیه می دادم! خلاصه که خیلی راضی بودم.
بلیط های آلمان مون رو خریدیم. با اتوبوس می ریم و 12 ساعت تو راهیم!
آخر هفته ی دیگه هم، هم تولد دعوتم هم می رم آمستردام.

اوووف... این دفعه هم درس دارم و سرم شلوغه، هم فکرای دیگه ولم نمی کنن!

راستی، درس قبلی مون رو که هیچی ازش نفهمیده بودم 85 شدم. همون درسی بود که واسش باید فیلم می دیدیم و تحلیل می نوشتیم. تحلیلم هم 85 شدم. استاده نوشته بود که جزو بالاترین نمره های تحلیل بودم. جالب اینجا بود که گفته بود 2-3 صفحه برای هر فیلم بنویسیم. من واسه فیلم اول نصف صفحه نوشته بودم و واسه دوتای دیگه یه ذره از یه صفحه بیشتر. توی هر سه تا واسم نوشته بود که به چیزایی دقت کردم که هیچ کدوم از بچه های دیگه دقت نکردن. مردم از ذوق! بالاخره یک عمر زندگی نسبتن فرهنگی یه جا نتیجه اش رو نشون داد!

/ 6 نظر / 4 بازدید
ماه رقصان

سلام خوشگلم! خوشحال شدم در این وضعیت بی ای میلی نامه ات رو خوندم! فکر کنم کلی خوشگل شدی! غر غر هات رو هم شنیدم! با مزه بود. نمی دونم شاید از ای میل سالهای دورم در یاهو برات بنویسم! دوستت دارم قربانت! ماه لرزان!

گیتا

امیدوارم که امتحانات رو خیلی خوب بدید , دقت خوب داشتن که خدائیش یه نعمته .

گیتا

امیدوارم که امتحانات رو خیلی خوب بدید , دقت خوب داشتن که خدائیش یه نعمته .

آرش

سلام سال نو مبارک...امیدوارم سال جدید رو به خوبی و خوشی شروع کرده باشید من آرش شاهین هستم...MBA 85 ...توی سفر دریاسر که اشکان بنکدار ترتیب داده بود همسفر بودیم... همونی هستم که سفت و سخت به رژیم لاغریش پابند بود و به سرعت هم وزن کم کرده بود. از زور بیکاری توی فیس بوک می چرخیدم که رسیدم به پروفایل ملیکا و لینکها رو همینجور دنبال کردم و رسیدم اینجا...عجب وبلاگ جالبی دارین...قشنگیش به اینه که خیلی ساده و واقعی و بی غل و غش نوشته شده...من از اون قسمت که لپ تاپ به دوش دنبال علاج براش بودی خیلی خوشم اومد!!![نیشخند] به هر حال امیدوارم هر جا که باشید تنتون سالم و دلتون خوش باشه که به نظر من اینها بهترین نعمتهای خدا هستن. خوش و خرم باشید آرش

azadeh

ما ایرانیها کلا کارمون درسته مخصوصاً در مورد نکته بینی‌ و تحلیل تبریک